مقایسه مرسدس بنز E300 با بی ام و BMW 530i کدام بهتر است؟

0

پس از رونمایی نسل جدید مرسدس بنز E کلاس و تشابهات بسیار به خصوص در بخش فضای داخلی آن با برادر بزرگ تر خود یعنی S کلاس، همگان واقف بر این مسئله شدند که مرسدس با یک E کلاس تا دندان مسلح به جنگ دشمن دیرینه خود یعنی بی ام و سری ۵ خواهد رفت.

گرچه در آن موعد بی ام و هنوز از نسل جدید سری ۵ رونمایی نکرده بود ولی بی ام و هم با شرایط مشابه به نسبت بنز نسل جدید سری ۵ خود را با شباهت های بسیاری به نسبت سری ۷ رونمایی کرد و آن را بهترین سدان سایز متوسط موجود با توجه به تمامی نیازها قلمداد کرد.

از زمانی که نسل هفتم بی ام و سری ۵ مدل ۲۰۱۷ رونمایی شده است، تقریبا با تمامی مدل های آن رانندگی کرده ام.

از پایه ای ترین مدل(تنها مدلی که در ایران عرضه می شود) ۵۳۰i گرفته تا مدل ۶ سیلندر ۵۴۰i و همینطور نسخه دیزلی موسوم به ۵۳۰d و مدل هیبریدی یعنی ۵۳۰e.

گرچه می دانم با سخت گیری های بسیار به تمامی آن ها نمره ۸٫۵ از ۱۰ را داده ام و فکر نمی کردم که هرگز ملاقاتی دوباره با این خودرو را داشته باشم.

حالا اما دو رقیب دیرینه به صف شده اند تا در مقابل یکدیگر قرار گیرند. در اینجا مدل ۲۰۱۷ بی ام و ۵۳۰i و مرسدس بنز E300 مدل ۲۰۱۷ را داریم.

باید اعتراف کنم که کمتر درمورد  E کلاس اظهار نظر کرده ام. گرچه نسخه دیزلی آن را یک سدان کامل و باشکوه در مقابل رقبای خود همچون آئودی A6 و ولوو S90 خوانده بودم و نمره ۸٫۵ از ۱۰ را دادم اما در پایان این ولوو بود که برنده رقابت شد.

آیا بازار از این دو خودرو استقبال می کند؟جواب قاعدتا مثبت است. آن هایی که برند پرست به شمار می روند از محصول شرکت مطبوعشان دفاع می کنند و یا کسانی که می خواهند به تازگی وارد این سگمنت شوند یا می خواهند با افزایش سایز خودروهایشان از C و ۳ به این دسته بپیوندند.

این ها همگی از خریداران جدی این دسته از خودروها به شمار می روند. گرچه هر دوی این ها تفاوت های بیشماری با یکدیگر دارند.

برای مثال در نسل گذشته بی ام و سری ۵ با ترکیب یک رانندگی اسپرت و لوکس خودروی شما به حساب می آمد و E کلاس با تعادلی بین این دو خودروی پدر شما بود.

با این وجود در نسل جدید به نظر می رسد که هر دو به دنبال رویه ای متفاوت بوده اند و مرسدس سعی کرده تا اسپرت تر باشد و بی ام و سعی کرده تا با بزرگ تر کردن سری ۵ حسی لیموزین مانند به آن ببخشد.

جای تعجب نیست که طراحی بیرونی E کلاس شباهت های بسیاری به C کلاس به عنوان برادر کوچک تر دارد و سری ۵ نیز بیش از هر زمان دیگری شبیه به سری ۷ شده است.

با قرار دادن دو خودرو در کنار یکدیگر شاهد این امر هستیم که E300 محصول اسپرت تری به نظر می رسد.

مرسدس E کلاس حاضر در تست از نوع داری کیت AMG نیست و بنز برای این منظور بهای ۳۵۰۰ دلاری از شما دریافت می کند اما چرخ های ۲۰ اینچی AMG نشان که به صورت استاندارد در تمامی E کلاس های آپشن متوسط قرار دارند ظاهر بشدت اسپرتی به آن بخشیده است.

بی ام و ۵۳۰i عضلانی نیز بیشتر بر روی حس لوکس بودن متمرکز شده است. با این که به صورت استاندارد با تریم M Sport بدون دریافت هیچ هزینه اضافی در لاین لاکچری عرضه می شود. اما چرخ های آپشنال ۲۰ اینچی بهایی در حدود ۹۵۰ دلار دارند(چرخ های ۱۹ اینچی به صورت استاندارد هستند).

در هر صورت حس و حال این خودرو بیشتر لوکس به نظر می رسد که ریشه در زبان طراحی به نسبت یکسان آن با سری ۷ دارد.

ارزش و سطح تجهیزات

مرسدس بنز E300 قبل از محاسبه آپشن ها با قیمت ۱۰۹٫۶۱۱ دلار استرالیا قیمت گذاری شده است. بیش از ۱۸ هزار دلار بیشتر از مدل E200 و در حدود ۲۱ هزار دلار کمتر از مدل E350e هیبرید.

خودروی حاضر در تست تنها با یک بسته آپشن اضافی در تست حاضر شده بود. پکیج ویژن ۴۹۹۰ دلاری که سقف شیشه ای پانورامیک، هدآپ دیسپلی، و ۱۳ اسپیکر از برند Burmeister را به آن اضافه می کند و ارزش کلی آن پیش از مالیات گذاری به ۱۱۴٫۶۰۱ دلار استرالیا می رسد.

قیمت پایه ای بی ام و ۵۳۰i 110.500 دلار است که همانند مرسدس بنز ۱۸ هزار دلار گران تر از مدل ۵۲۰i  است.

جدای از سطح آپشن گذاری لاین لاکچری شاهد استفاده از کروم در ظاهر خودرو، طرح صندلی ها با چرم ناپا، سیستم فعال تهویه مطبوع و بسته مطبوع هوای داخل اتاق و همینطور چرخ های ۲۰ اینچی در این خودرو هستیم.

بسته ۱۶۰۰ دلاری دیگری نیز شامل(دسته کلید دارای صفحه نمایش، سیستم GESTURE CONTORL داخل کابین، ریموت کنترل پارک خودکار)است و  بسته ۱۰۰۰ دلاری کنترلر سرامیک، سقف شیشه الکتریکی به ارزش ۲۹۰۰ دلار، نقاشی متالیک ۲۰۰۰ دلار، شیشه های عقب مجهز به محافظ از نور خورشید ۱۵۰۰ دلار و سیستم گرمایش صندلی های جلو و عقب به ارزش ۷۰۰ دلار نیز از دیگر آپشن ها هستند.

همچنین برای داشتن سیستم عامل اپل کارپلی باید بهایی در حدود ۶۲۳ دلار بپردازید که آن هم به صورت وایرلس و شرایط خاص به خود را برای استفاده و شارژ موبایل های مختلف دارد.

در پایان قیمت کلی سری ۵ حاضر در تست به ۱۲۱٫۷۷۳ دلار استرالیا می رسد. در بخش تجهیزات تشابهات بسیاری همچون: دوربین ۳۶۰ درجه، تریم چرمی، سیستم سرگرمی با کیفیت بالا، DAB+، سیستم تعلیق هوشمند، سیستم روشنایی محیط و گرم کن صندلی های جلو دیده می شود.

بی ام و سیستم هدآپ دیسپلی و ۱۶ اسپیکر هارمن/کاردون را به صورت استاندارد عرضه می کند. در بخش نوردهی هم چراغ های LED تطبیق پذیر حضور دارد. بنز هم چراغ های LED چند هسته ای و چرخ های ۲۰ اینچی را بدون دریافت هرگونه هزینه اضافی عرضه می کند.

هر دو خودرو مجهز به به سیستم رانندگی نیمه خودکار هستند که تنها در اسم این فن آوری ها با هم فرق دارند اما در عمل دقیقا کارایی مشابه ای دارند.

به گونه ای که قابلیت کنترل کامل فرمان و نگه داری خودرو در یک خط مستقیم و بین دو لاین را ممکن می سازند. کروز کنترل اکتیو نیز برای شتاب گیری و ترمزگیری و رساندن سرعت به صفر و ترافیک های کم سرعت کارایی دارد. سیستم پارک هوشمند نیز برای هر دو در نظر گرفته شده تا چیزی به نسبت رقیب خود کم نداشته باشند.

طراحی داخلی و اتاق

با ورود به داخل اتاق هر دو خودرو تفاوت های زبان طراحی آشکار می شود. مرسدس E300 طراحی به نسبت جوان تر و بشاش تری را دارد و باید قبول کرد که اسپرت تر است.

طراحی گیرا در حین رانندگی شما را مجذوب خود می کند و صفحه نمایش عظیم ۱۲٫۳ اینچی نیز دقیقا در مقابل شما قرار دارد و نمایشگر سیستم نرم افزاری به راحتی در مقابل دید شما قرار گرفته است.

بنز دست به قمار بسیار بزرگی برای طراحی کنسول و ادوات خود زده است و صاحبان E کلاس اتاق W213 که دو آتشه نیز هستند، از این که چنین صفحه نمایشی خیلی زود جای تمامی ادوات را بگیرد، نگران هستند.

بیش از ۶۴ رنگ انتخابی برای تغییر روشنایی کار شده در داخل اتاق وجود دارد که این مورد در بی ام و محدود به ۱۱ انتخاب است.

۵۳۰i رویکرد به نسبت متفاوتی را دنبال کرده و با استفاده از مواد مختلف، بافت های بیشتر، چروک ها و منحنی های بیشتر طراحی سنگین تری دارد و هرچند تمامی این موارد با ظریف کاری بسیاری در کنار یکدیگر قرار گرفته و هماهنگ شده است.

به همین دلیل بی ام و هم ریسک بزرگی را انجام داده است که شاید به مذاق خریدار امروزی خوش نیاید. فضای کابین سری ۵ همانند یک جواهر می درخشد و بیشتر از مرسدس بنز است. همچنین به دلیل دنبال کردن زبان طراحی کلاسیک در بی ام و، امیدواری بیشتری نسبت به آن وجود دارد.

صندلی های بی ام و به دلیل استفاده از چرم مرغوب ناپا فشرده تر شده است و به همین دلیل فضای بیشتری به نسبت بنز عرضه می کند. صندلی های استاندارد E کلاس که از نوع اسپرت هستند بیشتر شبیه به صندلی های اسپرت نسخه استاندارد M هستند.

گرچه اگر مرسدس نیز به صندلی های ناپا که به صورت آپشن عرضه می شود تجهیز شده بود شاهد رقابت نزدیک تری در این بخش بودیم اما در هر صورت بی ام و در این بخش در یک کلاس بالاتر قرار می گیرد و به راحتی با مقایسه عکس ها از یک نما این مسئله قابل تشخیص است.

سیستم اطلاعات و سرگرمی هر دو خودرو همانند دنیای آندروید و ios طرفداران دو آتشه خود را دارد و بین گروه همیشه اختلاف نظر وجود دارد. اما به شخصه با سیستم Comfor Comm online مرسدس بنز راحت تر هستم و آن را انعطاف پذیرتر، مدرن تر و ساده تر می بینم.

سیستم iDrive 6 بی ام و اما دسترسی به نسبت سخت تری دارد و بیشتر به اپلیکشین کاربر اتکا می کند. با پرداخت رقم بیشتر می توانید شخصی سازی های بسیار بیشتری را دریافت کنید و تنظیمات کنترل کننده ها را به دلخواه تغییر دهید.

سیستم Connected Drive سریعا به گوشی هوشمند شما متصل می شود و زندگی روزمره شما را رصد می کند.

سیستم Comand بنز ویژگی های بسیار خوبی همچون: تاچ پد، سیستم دوربین عالی، سیستم Sat-nav عالی، گرافیک بسیار غنی و با جزئیات زیاد آن را از بهترین سیستم های موجود در بازار می کند.

گرچه بی ام و با عرضه امکانات بیشتری همچون صفحه نمایش لمسی با قابلیت Swipe، دوربین بیرونی با قابلیت کنترل توسط ریموت و شارژ تلفن همراه، سیستمی با فن آوری های جدید تر عرضه می کند.

سیستم Comand بنز ویژگی های بسیار خوبی همچون: تاچ پد، سیستم دوربین عالی، سیستم Sat-nav عالی، گرافیک بسیار غنی و با جزئیات زیاد آن را از بهترین سیستم های موجود در بازار می کند.

گرچه بی ام و با عرضه امکانات بیشتری همچون صفحه نمایش لمسی با قابلیت Swipe، دوربین بیرونی با قابلیت کنترل توسط ریموت و شارژ تلفن همراه، سیستمی با فن آوری های جدید تر عرضه می کند.

سیستم کنترل ژستی بی ام و نیز چندان کاربرد ندارد و احتمالا صاحبان پس از مدتی کوتاه از آن استفاده نکنند. صندلی های عقبی نیز فضای کافی برای سه بزرگسال را فراهم می کند اما بی ام و باز هم به مدد جزئیات بیشتر همانند  تنظیم خروجی سرمایش و گرمایش صندلی های عقب و قوس کوچکتر  در نظر گرفته شده برای میل گاردان، فضای بیشتر و راحت تری را برای سرنشین وسطی فراهم می کند.

هر دو خودرو از کمبود خروجی USB برای سرنشینان عقبی رنج می برند. فضای صندوق عقب بی ام و نیز معادل ۵۳۰ لیتر و در بنز ۵۴۰ لیتر است.

تجربه رانندگی

در جنگ بین موتورهای ۲ لیتری ۴ سیلندر توربوشارژ شده بی ام و با حداکثر قدرت ۲۴۸ اسب بخار برتری ۷ اسب بخاری به نسبت مرسدس بنز دارد.

اما در بخش میزان تولید گشتاور ورق به سمت مرسدس بر می گردد. ۳۷۰ نیوتن متر در مقابل ۳۵۰ نیوتن متر، در هر صورت اختلاف عجیب غریبی دیده نمی شود.

در بخش میزان مصرف سوخت مرسدس بنز با تجهیز به جعبه دنده ۹ سرعته ادعای مصرف سوخت ۷٫۱ لیتری در هر ۱۰۰ کیلومتر را دارد اما بی ام و این موضوع را به اوج خود رسانده و ادعای مصرف سوخت ۵٫۸ لیتری را دارد.

واقعیت این است که بی ام و به لطف وزن کمتر ۱۵۴۰ کیلوگرم در مقابل ۱۶۵۵ کیلوگرم می تواند در این زمینه صاحب سبک باشد.

شتاب گیری صفر تا ۱۱۰ کیلومتر هر دو عدد یکسان ۶٫۲ ثانیه ای را نشان می دهد.

بی ام و با قوای محرکه معرکه خود وارد میدان شده و بدون در نظر گرفتن ارقام موتور برتر به شمار می رود. همچنین سر و صدای کمتری تولید می کند.

هماهنگی بین جعبه دنده ۸ سرعته ZF و موتور بی ام و و عملکرد نرم تر آن نیز از مزایای دیگر این خودرو به شمار می روند. در واقع تعویض دنده در سرعت های پایین با جعبه دنده اختصاصی مرسدس بنز حسی واضح تر و قوی تری را به نمایش می گذارد.

حس اسپرتی بیشتری در مرسدس بنز E300 مشاهده می شود اما ۵۳۰i حس یکپارچه تری را به ارمغان می آورد.

فرمان سبک تر بی ام و می تواند طرفداران خود را داشته باشد در مرسدس اما به نظر می رسد ارتباط فرمان با لاستیک حس اعتماد به نفس بیشتری را به راننده می دهد که این مسئله از وزن بیشتر آن نشئات می گیرد.

گرچه در حین حرکت در سرعت های پایین و همینطور در زمان پارک کردن خودرو شاید چالش بر انگیز تر باشد.

جای تعجب نیست که سواری بی ام و کمترین تنش های موجود در جاده را به کابین وارد می کند و لرزش کمتری به نسبت بنز دارد. به همین مقدار نیز به نظر می رسد که در جاده حس چسبندگی و اسپرتی مرسدس بنز بیشتر از بی ام و است که شما را متعجب خواهد کرد.

در بخش تجربه رانندگی خودکار نیز قابلیت ترمز و تنظیم شتاب تا حداکثر سرعت ۲۱۰ کیلومتر بر ساعت را دارد و فرمان دهی خودکار نیز در حدود ۳۰ ثانیه است و بعد از آن راننده باید کنترل فرمان را به دست بگیرد یا دوباره دکمه مورد نظر فشار داده شود تا ۳۰ ثانیه دیگر این سیستم فعال شود.

تفاوت عملکردی خاصی بین این دو دیده نمی شود و نمی توان هیچ کدام از این دو سیستم را برتر قلمداد کرد. هر دو در شرایط اتوبانی با خط کشی خوب عملکرد مناسبی دارند.

هیچ کدامشان دست به حرکت غیرقابل پیشبینی نمی زند. اما هر جفت شان عملکرد بی نقص و به معنای واقعی کلمه”خودران”را از خود نشان نمی دهند و گاهی باعث گیجی راننده می شوند.

همچنین با شناسایی یک رمپ خروجی یا یک خط کشی شکسته، سیستم دچار تنش می شود که می تواند رنجش راننده را در پی داشته باشد.

در هر صورت هیچ یک از این دو خودروساز ادعایی در زمینه یک سیستم خودکار همه فن حریف را ندارند زیرا سیستم آن ها فاصله زیادی تا خودکار شدن به معنای واقعی کلمه دارد.

نتیجه گیری

هر دو اتومبیل جز بهترین ها در این کلاس هستند و اعلام تنها یک برنده دلیل بر این نیست که رقیب هموطن دارای نقاط ضعف اساسی است.

اما در نهایت ما بی ام و را به عنوان برنده این رقابت نزدیک انتخاب می کنیم، چرا که باید اعتراف کرد که از نظر سطح راحتی و حس لوکس بودن عملکرد روشن تری دارد و با اعتماد به نفس بیشتر و حس برتر خود در مقایسه با مرسدس بنز به اهداف خود در بازار خواهد رسید.

با این حال مرسدس بنز نیز یک سدان لوکس سنگین وزن به شمار می رود که می خواهد حس اسپرت بودن را القا کند و در تلاش است تا حس بالانس بودن خودرو را ولی به شکل ظاهری نشان دهد به جای این که به معنای واقعی این مسئله را فراهم کند.

به این ترتیب بی ام و ۵۳۰i همانند یک کریستال روشن می درخشد اما E300 به دلیل تلاش بیهوده یک کریستال کدر به شمار می رود.

Leave A Reply

Your email address will not be published.